محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
760
خلد برين ( فارسى )
نماى عالى باشد به عمل آورند كه ما بندگان را در هيچ باب مضايقه نخواهد بود . شاهزاده در جواب ايشان فرمودند كه اين همه ايستادگى و مبالغهء ما در اين باب از براى خاطر شما نيست بلكه چون ما به ارادهء خاطر و خواهش دل ، شما را منظور نظر تربيت و مشمول عنايت بىغايت فرمودهايم اگر معاندان را دربارهء تربيت و رعايت شما سخنى بوده باشد با ما خواهد بود و چون امثال اين سخنان از ارباب ارادت و عقيدت نسبت به ولى نعمت خود محمول بر سوء ادب مىباشد لهذا بنا بر رعايت ناموس سلطنت بر ذمت همت ما نيز لازم است كه بر سر آن ايستادگى نموده به امرى كه خلاف اراده و قرارداد خاطر ما باشد راضى نشويم ، شما به حال خود باشيد كه عن قريب جبار منتقم در ميان ما و نمك به حرامان حكم گرديده حكم خواهد نمود . و از سوانح عبرت افزا كه در آن ولا روى نمود آن بود كه چون عليقلى خان و محمدى ساروسولاغ ، قرين الطاف بىكران شاهزادهء عالىشان خوشحال و خندان به منازل خود شتافتند ، روز ديگر در عتبهء عليا واقعهاى غير مكرر روى نموده ابواب حزن و ملال بر روى ايشان گشود . تبيين اين مقال و تفصيل اين اجمال آن كه حسينعلى بيك الكسن اوغلى ذو القدر كه از مفسدان قزلباش و از ساعيان واقعهء هايلهء مهد عليا بود و پيوسته به سعايت و غمازى ، ابواب فتنه و فساد بر روى طوايف قزلباش مىگشود با جمعى از فتنه انگيزان مانند طهماسبقلى بيك قاپوچى افشار برادر شهسوار بيك قاپوچى - باشى و غير ايشان از قورچيان عظام كه در كشيك بودند جمعيت نموده به اعتقاد ناقص خود از در دولتخواهى درآمدند و آوازها بلند كرده گفتند كه بر جهانيان ظاهر است كه عمدهترين ملازمان درگاه پادشاهى ، قورچيان عظاماند و به هر امرى از امور دولت كه اتفاق نمايند ديگران را بجز اطاعت ايشان چاره نيست و الحال ما را مشكلى افتاده و نمىدانيم كه به چه جهت براى رضاى خاطر عليقلى خان فتح اوغلى و محمدى ساروسولاغ طوايف قزلباش دو گروه شده